لسان الملك سپهر

205

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

ماويّه از جاى بخاست و گفت : از كجا سير كنى ؟ و حال آنكه كودكان خود را با قصّه و افسانه به خواب كردى ؟ حاتم چيزى نگفت و پيش شده ، اسب خود را بكشيد و ذبح كرد و آتش بيفروخت و بر آتش افكند و با ماويّه گفت : تو نيز كودكان خود را بياور با اين كباب سير كن و بر در خيمه هر يك از مردم قبيله بتاخت و از خواب برانگيخت و گفت : بر سر اين آتش جمع شويد ، مردم از هر سوى فراهم شدند و آن اسب را پاك بخوردند و حاتم خود در گوشه‌اى بنشست و همچنان گرسنه ببود و لب بدان كباب نيالود ، مردم طائى بر آنند كه اين جود را حاتم از مادر خود غنيّه دختر عفيف طائى به ارث داشت « 1 » . بالجمله : از قصّه‌هاى حاتم به اين چند سطر قناعت رفت ، و بعضى از اخبار او و فرزندان او و فرزندزادگانش هر يك در جاى خود مسطور خواهد شد ان شاء اللّه .

--> ( 1 ) . ابو عدىّ حاتم بن عبد اللّه بن سعد طائى ( متوفى در 575 م ) از سواران و دلاوران و راهزنان و شاعران و بخشندگان مشهور عرب در عهد جاهليت كه در جود و سخا به دو مثل مىزنند . در باب بخشندگى و مهمان‌نوازى او داستانهاى بسيار نقل كرده‌اند ، حتى به سبب همين شهرت جود و سخاى حاتم بعضى از خويشان و كسان او نيز به جود و سخا مشهور شده‌اند ، چنان كه گفته‌اند : مادر وى نيز زنى بسيار بخشنده بود و دختر حاتم ، سفانه يا سفّانه از پدر خود جود و سخا را به ارث برد و عدىّ پسر حاتم كه اسلام نيز آورده و از ياران پيغمبر اسلام شده ، جوانمرد و سخى بوده است . به موجب داستانهاى افسانه‌اى رايج و متداول در ميان اعراب ، حاتم حتى بعد از وفات نيز حاجات كسانى را كه به قبر او پناه مىآورده‌اند روا مىكرده است . اخبار حاتم بسيار و در كتب ادب مثل اغانى ، عقد الفريد و المستطرف پراكنده است . در ابيات عرب حاتم به صورت شخصيتى محبوب جلوه‌گر مىشود ، در ادبيات فارسى ، غير از ذكر بعضى حكايات راجع به او در گلستان و بوستان سعدى و امثال آنها ، حاتم در لباس قهرمان كتاب قصّهء حاتم طائى يا قصهء هفت سير حاتم يا قصه هفت سؤال حاتم طائى در مىآيد ، ملا حسين واعظ كاشفى ( متوفى در 910 ه . ق ) شرح زندگى و كارهاى حاتم طائى را به اختصار در قصص و آثار حاتم طائى يا رسالهء حاتميه آورده است .